تبليغاتX
لحظاتی با خدا - آه

لحظاتی با خدا

Just God

روزيت دادم تا صدايم کني، چيزي نگفتي. پناهت دادم تا صدايم کني، چيزي نگفتي. بارها گل برايت فرستادم، گلهاي زيبا از همه رنگ، کلامي نگفتي. بهترين هدايا را به تو دادم، نفهميدي. مي‌خواستم برايم بگويي. آخر تو بندهْ من بودي و چاره‌اي نبود جز نذول درد که تو تنها اينگونه شد که صدايم کردي.

+نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت1:17توسط سعیده رحمتی | |